با آغاز پادشاهی اِریشوم یکم (1.906 - 1.867 ق.م)، پسر ایلو-شوما (1.945 - 1.906 ق.م)، وارد دوره پادشاهی کهن آشور می شویم. سنگ نبشته های به جامانده از دوره پادشاهیش، یادآور می می شود که او سازنده نیایشگاه هایی برای آشور، ایشتار و اَدَد بوده است.

در پی اِریشوم یکم، شاهانی چون ایکونوم (1.867 - 1.860 ق.م)، سارگن یکم (1.860 - 1.850 ق.م)، و پوزور-آشور دوّم (1.850 - 1.830 ق.م) به تخت شاهی آشور نشستند.

سپس، نارام-سین شاه اِشنوننا (1.830 - 1.805 ق.م) توانست آشور را تسخیر کند و به مدت 15 سال بر آن ناحیه فرمانروایی کرد (1.830 - 1.815 ق.م). نارام-سین همچنین توانست نواحی شمال شهر ماری را نیز، که آموری ها بر آنجا حکمفرمایی داشتند، به اشغال خود درآورد. یکی از این نواحی، اِکالاتوم بود که ایلا-کَبکَبو بر آن حکم می راند. پس از تصرف شهر اِکالاتوم توسط نارام-سین، شَمشی-اَدَد یکم، جانشین ایلا-کَبکَبو به بابل گریخت.

در سال 1.815 ق.م، پادشاهی نارام-سین بر آشور پایان می یابد و شخصی با عنوان اِریشوم دوّم، در آشور به شاهی می رسد (1.815 - 1.809 ق.م). در همان سال، شَمشی-اَدَد یکم که در گذشته به بابل گریخته بود بر آن شد تا شهر اِکالاتوم را از چنگ نارام-سین بدرآورد.

 

شکوه آشور در دوره پادشاهی کهن


او نخست شهر شِخنا را تسخیر کرد و آن را به شوبات-اِنلیل تغییر نام داد. سپس، استحکامات اِکالاتوم را در کرانه باختری رود دجله تسخیر کرد. این اقدام، تسخیر شهر آشور را برای او امکان پذیر می ساخت.

شش سال پس از نشستن بر تخت شاهی اِکالاتوم، با برکنار کردن اِریشوم دوّم، خود را شاه آشور خواند (1.809 ق.م) او پسر نخست خود به نام ایشمه-داگان را بر تخت شاهی اِکالاتوم نشاند و کار خود را، بمنظور گسترش قلمرو پادشاهی ادامه داد.

هدف بعدی او شهر ماری بود که مسیر کاروانی بین آناتولی و میان دو رود بشمار می رفت. ایاخدونلیم شیخ ماری، توسط خدمتکار خودش، و به احتمال به دستور شَمشی-اَدَد یکم شاه آشور (1.809 - 1.781 ق.م)، کشته شد. شَمشی-اَدَد یکم فرصت را دریافت و شهر ماری را اشغال کرد. زیمریلیم وارث تاج و تخت ماری نیز مجبور شد به حلب بگریزد. در این زمان، شَمشی-اَدَد یکم فرزند دیگر خود را به نام یَسمه-اَدَد، به تخت شاهی ماری نشاند (1.796 ق.م) و سپس به شوبات-انلیل بازگشت.

با منظم شدن شهر ماری به پادشاهی شَمشی-اَدَد یکم، او بر ناحیه بزرگی حکمفرما شد و کنترل میان دو رود شمالی را تحت اختیار خود گرفت. پادشاهی شَمشی-اَدَد یکم را نخستین امپراتوری آشور دانسته اند. با این حال، از دیدگاه آشوریان، او یک اَموری و غاصب تاج و تخت آشور به شمار می رفت و حتی روایات آتی آشور، پادشاهی او را به رسمیت نمی شناسد. او سرانجام در یک نبرد کشته شد.

با مرگ شَمشی-اَدَد یکم (1.781 ق.م)، بخت و اقبال از سرزمین آشور برگشت و امپراتوری او یکپارچگی خود را از دست داد و در یک وضعیت جغرافیایی آسیب پذیر قرار گرفت. نامه ای که ایشمه-داگان یکم جانشین او (1.780 - 1.741 ق.م)، به برادرش یَسمَه-اَدَد شاه ماری نوشته است این اوضاع را نشان می دهد:

"به یَسمَه اَدَد بگو: برادرت ایشمه داگان می گوید، من بر تخت خانه-ی پدرم نشسته ام، و به همین دلیل بسیار گرفتارم و نتوانسته ام خبر سلامت خود را برایت بفرستم؛ تو نباید نگران باشی. پادشاهی تو از آن توست و خواهد ماند. خدایان اَدَد و شَمَش با من همراهند. افسار مردم عیلام . مَرد [شاه] اِشنونا در دست من است. بیا به یکدیگر سوگند وفاداری یاد کنیم؛ و روابط برادرانه را با یکدیگر برای همیشه حفظ کنیم.

همزمان با انتشار خبر درگذشت شَمشی-اَدَد یکم، رقبای قدیمی او بر آن شدند تا فرزندان و جانشینانش را از تخت به زیر بکشند. زیمریلیم که در گذشته از ماری گریخته بود، به آن منطقه بازگشت، یَسمَه-اَدَد را شکست داد و پادشاهی را از دست وی ربود (1.779 ق.م)؛ سپس، شاه اِشنوننا شهر اِکالاتوم را تسخیر کرد (1.771 ق.م) و چندان نگذشت که حمورابی شاه بابل، کشورهای آشور و ماری را خراجگذار خود ساخت (1.757 ق.م).

بطور طبیعی بیشتر آشوریان از تسلط سیاسی بیگانه بطور عمیق آزرده خاطر بودند؛ با این حال، مناسبات بابل و آشور بطور صرف سیاسی نبود. آشوریان که همواره نسبت به باروهای فرهنگی بیگانه آزاداندیش بودند، اینک خود را دچار سردرگمی و تضاد عاطفی با حریفان بابلی خود می دیدند.

از روزگاران کهن، باورهای فرهنگی از جنوب خاوری میان دو رود به درون سرزمین آشور جریان می یافت و اینک که بابل وارث و منبع فرهنگ سومری شده بود، برخی جناح های پرنفوذ جامعه-ی آشوری از تداوم این گرایش احساس خشنودی می کردند. در رویاروی این نگرش، جناح ضد بابلی نیرومندی بود که سنت های بومی و احساسات میهن پرستانه و ملی گرایانه را زنده نگاه می داشت.

با این حال، حتی مدت ها بعد که آشور خود به یک قدرت چیره در منطقه تبدیل شد، به بابل به چشم الگوی فرهنگی بالغ تر و فرهیخته تر نگاه می کرد.

پس از درگذشت ایشمَه-داگان یکم (1.741 ق.م)، آشور به کلی به تسخیر بابل درآمد و تنها 11 سال بعد بود که موت-آشکور بار دیگر توانست پادشاهی را در آشور زنده کند (1.730 ق.م). در پی موت-آشکور (1.730 - 1.720 ق.م)، ریموش (1.720 - 1.710 ق.م) و آسینوم (1.710 - 1.706 ق.م) به پادشاهی رسیدند و پس از آن، هرج و مرج و اغتشاش فرارسید.

 

تاریکی در دوره پادشاهی کهن


هرج و مرج بگونه ای بود که در مدّت 6 سال (1.706 - 1.700 ق.م)، هفت تن غاصب، برای سلطه بر آشور به نبرد با یکدیگر پرداختند. این افراد، آشور-دوگَل، آشور-اَپلَه-ایدی، اَدَد-سَلولو، نَسیر-سین، سین-نَمیر، ایپکی-ایشتار و اَدَسی بوند.

سرانجام، بِلو-بَنی بود که به این هرج و مرج پایان داد و به تخت سلطنت آشور نشست (1.700 - 1.691 ق.م). اما از این به بعد، تاریخ آشور وارد دورانی تاریک می گردد، و از این زمان تا پایان دوره پادشاهی کهن آشور، از پادشاهان آشور، مگر نام و درازای سالهای پادشاهیشان را نمی دانیم.

لیابیا (1.691 - 1.674 ق.م) - پسر بِلو-بَنی.

شَرمَه-اَدَد یکم (1.674 - 1.662 ق.م) - پسر لیابیا.

ایپتار-سین (1.662 - 1.650 ق.م) - پسر شَرمَه-اَدَد یکم.

بازایا (1.650 - 1.622 ق.م) - پسر ایپتار-سین.

لولایا (1.622 - 1.618 ق.م) - که به احتمال یک غاصب بود.

شو-نینوآ (1.615 - 1.602 ق.م) - پسر بازایا.

شَرمَه-اَدَد دوّم  (1.601 - 1.598 ق.م) - پسر شو-نینوآ.

اِریشوم سوّم (1.598 - 1.586 ق.م) - پسر شَرمَه-اَدَد دوّم.

شَمشی-اَدَد دوّم  (1.586 - 1.580 ق.م) - پسر اِریشوم سوّم.

ایشمَه-داگان دوّم  (1.580 - 1.564 ق.م) - پسر شَمشی-اَدَد دوّم.

شَمشی-اَدَد سوّم (1.564 - 1.547 ق.م) - پسر ایشمَه-داگان دوّم.

آشور-نیراری یکم (1.547 - 1.522 ق.م) - برادر شَمشی-اَدَد سوّم.

پوزور-آشور سوّم (1.522 - 1.498 ق.م) - پسر آشور-نیناری یکم. او معاهده صلحی را با بورنابوریاش یکم شاه بابل به امضا رساند که بر پایه آن، مرزهای دو کشور در ناحیه سامرّا تعیین شد (1.503 ق.م).

 

آشور، خراجگذار میتانی


اِنلیل-نَسیر یکم (1.498 - 1.485 ق.م) - پسر پوزور-آشور سوّم. او خراجگذار پادشاهی میتانی شد.

نور-ایلی (1.485 - 1.473 ق.م) - پسر اِنلیل-نَسیر یکم - او نیز به احتمال خراجگذار میتانی بود.

آشور-شَدونی (1.473 ق.م) - پسر نور-ایلی بود و تنها پس از یک ماه پادشاهی، توسط عمویش از تخت به زیر کشیده شد.

آشور-رَبی یکم (1.472 - 1.450 ق.م) - پسر اِنلیل-نَسیر یکم که تاج و تخت را در پی یک کودتا به دست آورد و به احتمال بعد ها خراجگذار میتانی شد.

آشور-نَدین-آهه یکم (1.450 - 1.430 ق.م) - پسر آشور-رَبی. با آغاز پادشاهی او، آشور خراجگذار پادشاهی میتانی شد. همچنین معاهده صلحی نیز با بابل به امضا رساند. او توسط برادرش از پادشاهی برکنار شد.

اِنلیل-نَسیر دوّم (1.430 - 1.424 ق.م) - برادر آشور-نَدین-آهه یکم و نیز، خراجگذار میتانی بود. او تاج و تخت را بوسیله یک کودتا به دست آورد.

آشور-نیراری دوّم (1.424 - 1.418 ق.م) - پسر اِنلیل-نَسیر دوّم. خراجگذار میتانی بود.

آشور-بِل-نینِشو (1.418 - 1.409 ق.م) - پسر آشور-نیراری دوّم. خراجگذار میتانی بود.

آشور-رِم-نینِشو (1.409 - 1.401 ق.م) - پسر آشور-بِل-نینِشو. خراجگذار میتانی بود.

آشور-نَدین-آهه دوّم (1.401 - 1.392 ق.م) - پسر آشور-رِم-نینِشو. خراجگذار میتانی بود.

با درگذشت آشور-نَدین-آهه دوّم، و روی کار آمدن آشور-اوبالیت یکم، دوران تاریکی که از پیرامون 1.600 ق.م آغاز شده بود، پایان می یابد، و آشور، تاریخ تازه خود را که با عنوان پادشاهی آشور میانه است، آغاز می کند.

 

همچنین بخوانید


تاریخ آشور