عبدالمطلب بن هاشم

«عبد المطلب» از پرستش بت ها بر كنار بود، و خدا را به يگانگى مى شناخت و به نذر وفا مى كرد، و سنت هائى نهاد كه بيشتر آن ها در قرآن نازل گشت و در سنت رسول خدا پذيرفته گشت و آنها عبارتست از: وفاى به نذر، و پرداخت صد شتر در ديه و حرمت نكاح محارم و موقوف ساختن در آمدن به خانه ها از پشت آن ها و بريدن دست دزد و نهى از زنده به گور كردن دختران و مباهله، و حرمت مى گسارى، و حرمت زنا، و حد زدن زناكار، و قرعه زدن و اين كه نبايد هيچكس برهنه پيرامون كعبه طواف نمايد و پذيرائى از ميهمان و اينكه نبايد هزينه حج را جز از اموال پاكيزه خود بپردازند و بزرگ داشتن ماه هاى حرام، و تبعيد كردن زنان مشهور زناكار و خمس دادن از گنج ها و سقايت حاجيان، و هر طوافى را هفت شوط قرار دادن.

ادامه نوشته

هاشم بن عبد مناف

پدرش عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤى بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، و مادرش «عاتكه» دختر «مرة بن هلال بن فالج» است. «هاشم» نخستين كسى بود كه دو سفر بازرگانى: زمستانى و تابستانى، يعنى: «دو کوچ شتاء و صيف» (قرآن مجيد، سوره قريش) را براى قريش برقرار ساخت. نسب «بنى هاشم» عموما به «هاشم بن عبد مناف» مى رسد و مادر أمير المؤمنين عليه السلام «فاطمه» دختر «أسد بن هاشم» است.

ادامه نوشته

عبد مناف بن قصى

پدرش قصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن لؤى بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، و مادرش «حبى» دختر «حليل خزاعى» است و فرزندانش: هاشم، عبد شمس، مطلب، نوفل، أبو عمرو و شش دختر.و كنيه اش: «أبو عبد شمس» و نامش: «مغيره» و او را «قمر البطحاء» مى گفتند. نسب «عبيدة بن حارث» شهيد بدر و «محمد بن ادريس شافعى» به «مطلب بن عبد مناف» و نسب «بنى أميه» به «عبد شمس» مى رسد.

ادامه نوشته

قصى بن كلاب

پدرش کلاب بن مرة بن کعب بن لؤى بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، و مادرش: «فاطمه» دختر «سعد بن سَيل» (به فتح سين و ياء) است، و فرزندانش : مغیره (عبد مناف)، عبد الدار، عبد العزى و عبد قصى و دو دختر، و كنيه اش «أبو المغيره» و نامش زيد و لقب دومش «مجمع». نسب قبيله «بنى عبد الدار» از جمله «بنى شيبه» كليدداران كعبه به «عبد الدار بن قصى» و نسب «بنى عبد العزى» از جمله: أم المؤمنين «خديجه» دختر «خويلد» و «زبير بن عوام بن خويلد» و «ورقة بن نوفل» به «عبد العزى بن قصى» مى رسد.

ادامه نوشته

كلاب بن مره

«كلاب بن مره»؛ پدرش مرة بن کعب بن لؤى بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، مادرش «هند» دختر «سرير بن ثعلبة بن حارث بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة» است و فرزندانش: «قصى بن كلاب» و «زهرة بن كلاب» و يك دختر، و كنيه اش «أبو زهره» و نامش «حكيم» است. «كلاب بن مره» پس از پدر، بزرگوارى يافت و شأن و مقامش بالا گرفت و شرافت پدر و نياى مادرى براى وى فراهم گرديد. چه نياكان مادرش امر حج را به دست داشتند و ماه ها را حلال و حرام مى كردند. رسول اكرم در باره دو فرزند «كلاب بن مره» يعنى: «قصى» و «زهره» گفت: دو بطن خالص قريش دو پسر كلاب اند.

ادامه نوشته

مرة بن كعب

«مرة بن كعب»؛ پدرش کعب بن لؤى بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، و مادر وى «وحشيه» دختر «شيبان بن محارب بن فهر بن مالک بن نضر» است، و فرزندان وى: كلاب، تيم و يقظه. و كنيه اش «أبو يَقظَه». نسب طايفه «بنى مخزوم» از جمله: أم المؤمنين «أم سلمه» و «خالد بن وليد» و «أبو جهل: عمرو بن هشام بن مغيره» به «يقظه» و نسب طائفه «بنى تيم» از جمله: أبو بكر و طلحة بن عبيد الله، به «تيم بن مره» مى رسد.

ادامه نوشته

كعب بن لؤى

«كعب بن لؤى» از همه فرزندان پدرش لؤى بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، بزرگوارتر و ارجمندتر بود، وى اولين كسى است كه در خطبه اش «أما بعد» گفت، و روز جمعه را «جمعه» ناميد، و پيش از آن عرب آن را «عروبه» مى ناميد. چون «كعب» از دنيا رفت، قريش روز مرگ او را مبدأ تاريخ خويش قرار دادند و تا «عام الفيل» همچنان مبدأ تاريخ بود.

ادامه نوشته

لؤى بن غالب

پدرش غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، و مادر وى، «سلمى» دختر «كعب بن عمرو خزاعى» بود و فرزندانش: كعب، عامر، سامه، عوف و خزيمه، نسب قبيله «بنى عامر بن لؤى» به «عامر» مى رسد. نسب أم المؤمنين «سوده» دختر «زمعة بن قيس» و «عمرو بن عبدود» به «لؤى بن غالب» مى رسد.

ادامه نوشته

غالب بن فهر

پدرش فهر بن مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، مادر وى «ليلى» دختر «سعد بن هذيل» بود، و فرزندان وى: لؤى و تيم الأدرم (و يلعب و وهب و كثير و حراق كه از ايشان نسلى باقى نماند و قيس بن غالب و فرزندان تيم بن غالب، «بنو أدرم بن غالب» معروف شده اند.

ادامه نوشته

فهر بن مالك

«فهر بن مالك»، پدرش مالک بن نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، مادر وى «جندله» دختر «حارث بن مضاض بن عمرو جرهمى» است و فرزندان وى: غالب، محارب، حارث، أسد و دخترى به نام «جندله» مى باشند.
ادامه نوشته

مالك بن نضر

«مالك بن نضر»؛ پدرش نضر بن کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، و مادر وى «عاتكه» دختر «عدوان بن عمرو بن قيس بن عيلان» بود و فرزند وى «فهر بن مالك» می باشد.

ادامه نوشته

نضر بن كنانة

«نضر بن كنانة»؛ پدرش کنانة بن خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، مادرش به قول يعقوبى «هاله» دختر «سويد بن غطريف» و به قول ابن اسحاق و طبرى و ديگران «بره» دختر «مر بن أد بن طابخه» بود. فرزندان وى: مالك و يخلد و صلت و كنيه اش «أبو الصلت» بوده اند.

ادامه نوشته

كنانة بن خزيمة

كنانة بن خزيمة، كه از وى فضائل بى شمارى آشكار گشت و عرب او را بزرگ مى داشت، كنيه اش «ابو مضر» بود، پدرش خزیمة بن مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، و مادرش «عوانه» دختر «سعد بن قيس بن عيلان بن مضر» و فرزندانش : نضر، مالك، عبد مناة، ملكان و حدال.قبايل: «بنى ليث» و «بنى عامر» از «كنانة بن خزيمه» پديد آمده اند.

ادامه نوشته

خزيمة بن مدركة

«خزيمة بن مدركة»؛ مادرش «سلمى» دختر «أسد بن ربيعة بن نزار» و به قول ابن اسحاق زنى از «بنى قضاعه» بود، بعد از پدرش مدرکة بن الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، حكومت قبايل عرب را داشت و او را چهار پسر به نام هاى كنانه، أسد، أسده و هون بود.

ادامه نوشته

مدركة بن اليأس

«مدركة بن اليأس»، نامش «عامر» و كنيه اش «أبو الهذيل» و «أبو ـ خزيمه» و پدرش، الیأس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان بود. «مدركه» چهار فرزند داشت: «خزيمه» و «هذيل» ، «حارثه» و «غالب». نسب قبيله «هذيل» به «مدركة بن اليأس» مى رسد.

ادامه نوشته

اليأس بن مضر

«اليأس بن مضر» پس از پدرش (مضر بن نزار بن معد بن عدنان) در ميان قبايل بزرگى يافت و او را «سيد العشيره» لقب دادند. سه پسر به نامهاى «مدركه» ، «طابخه» و «قمعه» (نامشان به ترتيب عامر، عمرو و عمير است) داشت و مادرشان «خندف» دختر «عمران بن الحاف بن قضاعه» و نام اصلى وى «ليلى» بود. قبايلى را كه نسبشان به اليأس مى رسد «بنى خندف» گويند.

ادامه نوشته

مضر بن نزار

«مضر» سرور فرزندان پدرش و مردى بخشنده و دانا بود. از وى روايت شده كه به فرزندانش گفت : «كسى كه بدى كِشت كند پشيمانى درو کند، و بهترين نيكى با شتابتر آن است. پس نفوس خود را در آنچه شما را به صلاح آورد، بر آنچه ناخوش دارد وادار كنيد، و در آنچه شما را تباه سازد از آنچه خوش دارد باز داريد، كه در ميان صلاح و فساد جز شكيبائى و پرهيزگارى چيزى نيست» قبايل «بنى ذبيان» و «بنى هلال» و «بنى ثقيف» از «مضر بن نزار» منشعب شده اند.

ادامه نوشته

نزار بن معد

«نزار بن معد» سرور و بزرگ فرزندان پدرش (معد بن عدنان) بود و در مكه جاى داشت و او را چهار پسر به نامهاى «مضر» ، «ربيعه» ، «أنمار» و «إياد» بود. دو قبيله «خشعم» و «بجيله» از أنمار بوجود آمده اند.  مادر «مضر» و «إياد» ، «سوده» دختر «عك بن عدنان» و مادر «ربيعه» و «أنمار»: «شقيقه» و به قولى «جمعه» دختر «عك بن عدنان» بوده است. دو قبيله بزرگ ربيعه و مضر از نزار پديد آمده اند.

ادامه نوشته

معد بن عدنان

«مَعَد بن عدنان»؛ مادر معد از قبيله «جرهم» بود و ده فرزند داشت و كنيه وى «أبو قضاعه» بود. در موقع سلطه «بخت نصر» ، «إرميا» و «برخيا»، «معد» را با خود به «حران» بردند و او را در آنجا سكونت دادند و چون جنگ آرام گرفت به مكه اش باز آوردند. آنگاه برادران و عموهاى خود را يافت كه به طوائف يمن پيوسته و با آنان پيوند زناشوئى برقرار كرده اند، و چون از طرف مادر «جرهمى» بوده از قبايل يمن مهربانى ديده اند. برخى نوشته اند كه چون «بخت نصر» به فتح بيت المقدس بپرداخت، براى تسخير بلاد عرب آماده گشت و با «عدنان» بسيار جنگيد تا بر وى غلبه يافت و بسيارى از يارانش را كشت. «عدنان» با فرزندان خويش به سوى يمن رفت و همانجا بود تا وفات يافت .عدنان را چند پسر بود كه معد بر همه آنان سرورى يافتپ. به قول ابن اسحاق: معد بن عدنان چهار پسر به نامهاى: «نزار» ، «قضاعه»، «قنص» و «إياد» داشت.

ادامه نوشته

عدنان

عَدنان پدر عرب عدنانى است كه در تهامه، نجد و حجاز تا شارف الشام و عراق مسكن داشته اند و آنان را عرب معدى، عرب نزارى، عرب مضرى، عرب اسماعيل، اسماعيليان، عرب شمالى، عرب متعربه، عرب مستعربه، بنى اسماعيل بنى مشرق، بنى قيدار و قيدار نيز مى گويند و نسبشان به اسماعيل بن ابراهيم عليهما السلام مى رسد و مادر فرزندان اسماعيل «رعله» دختر يكى از جرهميان به نام مضاض بن عمرو جرهمى بود. قبيله «جرهم» كه از اعقاب «جرهم بن قحطان» بوده و از جنوب به شمال عربستان آمده بودند، از «عرب قحطانى» اند كه آنان را «عرب عاربه» و «عرب جنوبى» نيز مى گويند، و نسبشان به «يعرب بن قحطان» مى رسد.
ادامه نوشته