هخامنش سرخاندان دودمان هخامنشی است که در میان سال های 705 ق.م و 675 ق.م (گرچه می تواند زودتر هم باشد) بر پارس فرمان می راند. در ریشه شناسی این نام اظهارات مختلفی وجود دارد. برپایه مطالعات ریشه شناسی هندو-ایرانی تاریخ نگاران یونانی، ترجمه آن، "دارنده اندیشه راست" می باشد. پژهشگران امروزی این ترجمه را درست نمی پندارند و گمان می کنند که هخامنش، برپایه مطالعات ریشه شناسی ایرانی، به معنی "منش یافته با روح پیروان" است. هخامنشیان ("نوادگان هخامنش") پس از او به این نام خوانده شدند.

بگفته افلاطون، هخامنش پسر پرسئوس، پسر زئوس بود. هخامنش بعنوان نیای سرخاندانی خانواده اش، گهگاه افسانه ای به نظر می رسد. هخامنش بطور کلی بعنوان رهبر پاسارگاد، یکی از خانواده های ده تا پانزده قبیله پارس شناخته شده است.

سنگ نبشته های سلطنتی پارسی همچون سنگ نبشته بیستون، وی را پنج نسل پیش از داریوش بزرگ جای می نهند. پس، بگفته این سنگ نبشته، هخامنش ممکن است پیرامون 700 ق.م زندگی کرده باشد. این سنگ نبشته وی را "شاه" لقب می دهد که ممکن است به این معنی باشد که او نخستین پادشاه رسمی ایرانیان است.

جدای از این سنگ نبشته سلطنتی پارسی، منابع تاریخی بسیار محدودی درباره هخامنش وجود دارد و بنابراین چیز زیادی با اطمنیان درباره او دانسته نشده است. همچنین تصور کرده اند که ممکن است هخامنش تنها "نیای افسانه ای خاندان سلطنتی پارس" بوده باشد. گرچه داریوش بزرگ با کشتن بردیا، پسر فاتح پارسی کوروش بزرگ، در سال 522 ق.م به مقام شاهی دست یافت، اما تنها با رساندن نسبش به هخامنش می توانت ادعای حقانیت کند. داریوش با رساندن نسب خود به یک نیای مشترک میان کوروش و خودش چیزهای زیادی به دست آورد. گهگاه بیان می شود که هخامنش ساخته و پرداخته خود داریوش است اما این درحالی است که خود کوروش، در سنگ نبشته ای که از پاسارگاد یافت شده است، خود را نواده هخامنش می خواند.

به هر روی، دودمان سلطنتی پارس از داریوش به بعد، هخامنش را حرمت می نهادند و وی را پایه گذار دودمانشان می خواندند. با این حال، چیز کمی درباره دوران زندگی یا کارهای او به یاد سپرده شده است. هخامنش، به فرض آنکه وجود داشته است، یک سردسته جنگجو، یا به احتمال نخستین پادشاه پارس ها است. یک سنگ نبشته آشوری از زمان سناخریب در سال 689 ق.م یادآور می شود که شاه آشور، حمله نیروهای پارسوماش و انزان همراه با مادی ها و دیگران را در شهر خالوله دفع کرد. این سنگ نبشته از هخامنش بعنوان یکی از فرماندهان، که پارسیان را همراه با نیروهای مستقل انشان رهبری می کرد، نام می برد. این رویداد با عنوان نبرد خالوله شناخته شده است.

نویسندگان یونان باستان برخی اطلاعات افسانه ای را درباره هخامنش به دست می دهند: آنها قبیله وی را پاسارگاد می نامند و می گویند که او توسط یک "عقاب برگرفته شد". افلاطون، آنگاه که درباره پارسیان می نویسد، هخامنش را با پرسس، نیای پارسیان در اسطوره شناسی یونانی، یکی می شمارد.

بگفته افلاطون، هخامنش/پرسس فرزند آندرومدا شهبانوی اتیوپیایی و پرسئوس قهرمان یونانی، و نوه زئوس بود. بعدها نویسندگان پنداشتند که هخامنش و پرسس، مردمانی متفاوت بوده اند.

منابع پارسی و یونانی اظهار می کنند که چیش-پش، پسر هخامنش، جانشین وی گردید و پارسیان را بسوی فتح و اقامت در شهر عیلامی انشان، در جنوب باختری ایران، رهبری کرد. کوروش، نبیره چیش-پش، ماد را فتح نمود و امپراتوری پارس را پی افکند.

در متون پارسی کهن بیستون، به چیش-پش بعنوان پسر هخامنش اشاره شده است.

 

همچنین بخوانید


سلسله جنگ های سناخریب با شورشیان بابلی و عیلامی

 

منبع


ویکی پدیا انگلیسی، Achaemenes