جنگ بابل و ماد علیه آشور
روز 22 آب (مرداد) پیکار قطعی درگرفت که منجر به شکست آشوریان، و اسارت سران جنگی آشور و ماننا گشت. نبوپلسر یک گروه اکتشاف به سوی سرچشمه فرات فرستاد که تا مصب رود بالیخ پیش روند و سپس دوباره به سوی پایین رود رهسپار شد و از لشکریان تازه نفس مصر و آشور که از سوریه به سوی او می آمدند دوری جست.
در ماه آذار (اسفند) سال 616 ق.م، نبرد دیگری میان بابلیان و آشوریان روی داد. این بار محل کارزار در ایالت «آراپخا» در خاور رود دجله بود. بابلیان، آشوریان را به رود زاب کوچک ریختند و بنه ایشان را تصاحب کردند.
در بهار سال 615 ق.م، مرز میان آشور و بابل؛ به تقریب از کرکوک کنونی - در آن سوی دجله - آغاز و اندکی جنوبی تر از شهر آشور - پایتخت قدیم آن دولت) تا عانه کنونی - بر روی رود فرات - ادامه داشت.
قلع و قمع لشکریان ماننا در کابلین - دور از میهن ایشان - سرحدات ماننا را بدون دفاع ساخت و به احتمال خاک ماننا در سال های 616 - 615 ق.م، توسط هوخشتره اشغال و به پادشاهی ماد ملحق گشت. بدین طریق هوخشتره به هواداری از بابل وارد جنگ آشور و بابل شد.
در این میان، نبوپلسر در ماه اردیبهشت سال 615 ق.م، به منظور گسترش پیروزی خویش، به جناح شرقی در زیر حصار شهر آشور پدیدار شد، و پس از محاصره کوتاهی خواست شهر را طی حمله ای تسخیر کند، ولی موفق نشد . به ناچار به سمت جنوب عقب نشینی کرد و در قلعه «تاکری تاین» (تکریت کنونی) متحصن گشت. آشوریان قلعه «تاکری تاین» را محاصره کرده اما از آنجا که در تسخیر آن موفقیتی به دست نیاوردند، ناگزیر دست از محاصره کشیدند.
در آن اوقات که پیروزی هر گاه نصیب یکی از دو فرقه می شد، مادیها از گردنه های زاگروس گذشته، برای نخستین بار در دامنه های باختری کوه های مزبور پدیدار شدند و در ماه آراخسامن (آبان)، وارد ایالت «آراپخا»، در حدود 96 کیلومتری شرق آشور شدند. این، آغاز پایان کار آنان بود.
در ماه آب (مرداد) سال 614 ق.م، لشکریان ماد به فرمان هوخشتره، راه پیمایی و مانور درخشانی به عمل آورده و به ظاهر از طریق کوهپایه های آرپخا، بالاتر از نینوا، به گذرگاه های دجله رسیدند و طی حمله ای، شهر «طربیس» را تصرف کردند و سپس از دجله گذشته و از کرانه راست آن شط، تا شهر آشور به پیش راندند و بدین سبب، ارتش «سین-شار-ایشکون» و خاک اصلی آشور را از کمک خارجی محروم ساختند. این لشکرکشی به سرعت صورت گرفت و با تسخیر قدیمی ترین و مقدس ترین شهر کشور آشوریان، یعنی آشور - که ویرانه استحکامات آن اکنون نیز از لحاظ نیرو و توان باعث عبرت بینندگان است - پایان یافت. اعیان آشور را در آن شهر کشتند. نیایشگاه های آشور غارت شد و ثروت های بیکران و بیشمار به دست فاتحان افتاد؛ ثروت هایی که آشوریان در نتیجه قرن ها غارت تمام اقوام آسیای باختری گرد آورده بودند.
یک گاهشمار بابلی این رخداد را این گونه ثبت کرده است: [پادشاه ماد از دجله هجوم آورد، در برابر آشور موضع گرفت، سپس به شهر حمله کرد، و آن را به تصرف درآورد. او شهر را ویران و شکست سختی را به مردم و نجبا تحمیل کرد].
اما نبوپلسر که متحد جدیدی به دست آورده بود خواست او را آلت فعل سازد. به روایت «تاریخ گد»، [پادشاه اکّد (بابل) و لشکریان وی که به کمک مادی ها رفتند به روز پیکار نرسیدند. آشور خراب شده بود].
بطور مسلم تأخیر نبوپلسر عمدی بود. بزرگان شهر آشور و کاهنان آن را روابط استوار و دیرین، اشتراک منافع و منافع و سنن مذهبی با بزرگان و کاهنان بابل مربوط می ساخت. نبوپلسر در نوشته های خود به صراحت می گوید که در توهین به نیایشگاه های آشور شرکت نجست و حتی به خاطر آنها سوگوار شد و بر روی خاک خوابید.
با این وجو به ویرانه های آشور قدم نهاد و در آنجا - در اردوگاه های مادیها - نبوپلسر و هوخشتره «با یکدیگر عهد دوستی و اتحاد بستند» و این دوستی به احتمال در همان زمان، با ازدواج سیاسی پسر نبوپلسر به ن نام نبوکدنصر و شاهزاده خانم مادی آمیتیس، مسجل و مستحکم شد.